***************************************************
اسلامگرایانی که از هیچ راهی برای حمله به کتابِمقدس مسیحیان رویگردان نیستند، معمولا تلاش فراوان دارند تا تناقاضاتی را در بین گزارشاتِ چهار انجیل، پیرامون دستگیری، تصلیب و رستاخیز مسیح، بیابند. آنها قصد دارند تا، با به رخکشاندن این تناقضات، نشان دهند که گزارشاتِ متون کاننی عهدِجدید فاقد ارزش تاریخی هستند و تا بتوانند ناسازگاریهای قرآن با کتابِمقدس را بهطریقی بهظاهر موجه جلوه دهند. از نگر ما، تمام مواردی که اینان توانستهاند بهشان اشاره نمایند، تناقضاتِ واقعی نیستند، بلکه تنها تعدادی برساختههای نابرخردانه میباشند که جز سبکمغزی و دشمنی این افراد با کتابِمقدس (مجموعه-متونی که قرآنشان آن را «كِتَابَ اللّه» نامیده و جز تصدیق و تکریم، مطلبی پیرامون آن بیان ننموده)، نمایندهی چیزی نیستند. در این سری نوشتارها، برآنیم تا به همهی این موارد اشاره نموده، و به بررسی آنها بپردازیم.
این دومین بخش از این سری نوشتارهاست. برای مطالعهی بخشهای دیگر، میتوانید اینجاها را کلیک نمایید: نخست، ... [بخشهای بعدی هنوز آماده نیستند.]
***************************************************
پرسش:
آیا گزارشاتِ چهار انجیل کاننی، پیرامون واقعهی انکار پطرس هنگام بازجویی از عیسی در حیاطِ خانهی کاهناعظم، باهم ناسازگارند؟ (متی ۲۶ : ۶۹-۷۴؛ مرقس ۱۴ : ۶۶-۷۲؛ لوقا ۲۲ : ۵۴-۶۰؛ یوحنا ۱۸ : ۱۵-۱۸و۲۵-۲۷)
ترجمهی برگرفتهها: ...
کل ِ مطلب 
***************************************************
اسلامگرایانی که از هیچ راهی برای حمله به کتابِمقدس مسیحیان رویگردان نیستند، معمولا تلاش فراوان دارند تا تناقاضاتی را در بین گزارشاتِ چهار انجیل، پیرامون دستگیری، تصلیب و رستاخیز مسیح، بیابند. آنها قصد دارند تا، با به رخکشاندن این تناقضات، نشان دهند که گزارشاتِ متون کاننی عهدِجدید فاقد ارزش تاریخی هستند و تا بتوانند ناسازگاریهای قرآن با کتابِمقدس را بهطریقی بهظاهر موجه جلوه دهند. از نگر ما، تمام مواردی که اینان توانستهاند بهشان اشاره نمایند، تناقضاتِ واقعی نیستند، بلکه تنها تعدادی برساختههای نابرخردانه میباشند که جز سبکمغزی و دشمنی این افراد با کتابِمقدس (مجموعه-متونی که قرآنشان آن را «كِتَابَ اللّه» نامیده و جز تصدیق و تکریم، مطلبی پیرامون آن بیان ننموده)، نمایندهی چیزی نیستند. در این سری نوشتارها، برآنیم تا به همهی این موارد اشاره نموده، و به بررسی آنها بپردازیم.
این نخستین بخش از این سری نوشتارهاست. برای مطالعهی بخشهای بعدی، میتوانید اینجاها را کلیک نمایید: دوم،... [بخشهای دیگر هنوز آماده نیستند.]
***************************************************
پرسش:
آیا گزارشاتِ چهار انجیل کاننی، پیرامون واقعهیِ ملاقاتِ یهودا و فرستادگان سران کاهنان و فریسیان با عیسی در هنگام دستگیریش، باهم ناسازگارند؟! (متی ۲۶ : ۴۷-۵۰؛ مرقس ۱۴ : ۴۳-۴۶؛ لوقا ۲۲ : ۴۷-۴۸؛ یوحنا ۱۸ : ۳-۸)
ترجمهی برگرفتهها: ...
کل ِ مطلب 
یکی از پرسشهایی که بسیاری از مسلمانان و مسیحیان، در رابطه با آنچه اسلام راجع به دیانت اهلکتاب میآموزد، معمولا از مدافعان اسلام میپرسند، این است که: چرا خداوند تورات و انجیل را از تحریف مصون نداشته است؟ در سایت پاسخگو (که نام "مرکز ملی پاسخگویی به سوالاتِ دینی" (!) بر آن گذاشتهاند و در میان سایتهای اسلامی فارسیزبان نیز، ظاهرا از زمرهی سایتهای حرفهای در این زمینه بهشمار میآید)، به این پرسش چنین پاسخ داده شده است:
در مورد عدم تعلّق اراده الهی بر جلوگیری از تحریف کتابهای آسمانی گذشته، به این نکات میتوان اشاره نمود:
۱- چون ادیان پیشین برای مقطع و برههای از تاریخ کارآیی داشتهاند و قهراً با پیشرفت زمان و تاریخ باید در آنها تحولاتی حاصل میشد، حفظ آن کتابها برای همیشه ضروری نبوده است.
۲- برای حفظ یک متن بهصورت اصلی شرایطی لازم است که باید بهطور طبیعی فراهم باشد. به عبارت دیگر، خداوند اراده خویش را بر اساس علل و شرایط عادی قرار داده است. بنابراین، در اعصار گذشته، تکامل خط و کتابت به آن میزان نبوده است که بتواند متنی را در بستر خویش و به صورت کامل حفظ نماید، یا اصلاً کتابت صورت نمیگرفته و سینه به سینه نقل میشده و یا این که امکانات کم بوده و کتابت بهصورت وسیع صورت نمیگرفته است یا انسانها به آن اندازه از رشد و بلوغ نرسیده بودهاند که بتوانند کتابهای خود را از دستخوش تحریف حفظ کنند که با رشد تمدن بشری و بلوغ انسانها امکان این امور حاصل شد.
۳- چون اسلام دین ابدی و قرآن آخرین کتاب آسمانی و کاملترین آنها است، باید از دستخوش تحریف و دگرگونی مصون بماند، چرا که اگر تحریف میشد، نقض غرض لازم میآمد. از طرفی، آخرین کتاب آسمانی است که راهنمای سعادت انسانها تا نهایت است. از سوی دیگر، با تحریف، این غرض حاصل نمیشود. ولی، سایر کتب آسمانی مربوط به مقطعی از زمان هستند [.sic].
۴- بر خلاف پیامبران سابق که معجزه آنها چیزی غیر از کتاب آسمانی بوده، قرآن مجیدْ معجزه اساسی پیامبر اسلام بوده است؛ و چون باید در اعصار آینده وجه اعجازی قرآن همچنان [.sic] حفظ شود تا برای گروندگان آینده به دین اسلام همچنان معجزهای وجود داشته باشد، پس طبعاً باید قرآن محفوظ بماند تا معجزه جاودان باشد.
۵- از برخی آیات قرآن بهدست میآید [که] تورات و انجیل تا روزهای آغازین دین اسلام بهصورت تحریفنشده باقی ماندهاند [.sic]. بر این اساس، تحریفها (اگر صورت گرفته باشند [.sic]) پس از نزول قرآن صورت گرفتند [.sic]. در این صورت باید گفت: تورات و انجیل تا پایان دوران مأموریت خویش از تحریف مصون بودهاند. (منبع) (این نقلقول توسط نگارندهی این نوشتار کمی ویرایش شده است.)
از نگر ما، نکاتِ مذکور در این پاسخ، چه هریک به تنهایی و چه در کنار هم، نمیتوانند پاسخی قانعکننده برای این پرسش - که: چرا ارادهی الهی به مصون نگاه داشتن کتب آسمانی غیر از قرآن تعلق نگرفت؟ - ارائه دهند. در این نوشتار برآنیم تا به بررسی نکاتِ مذکور در این پاسخ سایتِ پاسخگو بپردازیم و نکاتی را نیز در این رابطه متذکر شویم.
* * * *
بررسی نکاتِ نخست، سوم و پنجم: ...
کل ِ مطلب 
***************************************************
یکی از مسائل جالبِتوجهی که در قرآن بهچشم میخورد، وجودِ برخی تهمتهای عجیبی است که به اهلکتاب وارد شدهاند. در این تهمتها، یکسری باورهای کفرآمیز به اهلکتاب (یهودیان و مسیحیان) نسبت داده شدهاند که هیچ مدرک و شاهدِ تاریخی و معتبری مبنی بر صحت آنها در دست نیست. در واقع، بهجز در آیاتی از قرآن و در برخی توجیهات ساختگی و بیاساسی که معمولا تحت عنوان "تفسیر" بر این آیات توسط مسلمانان نگاشته شدهاند، هیچ نشان و اثری از وجود چنین باورهایی در بین اهلکتاب وجود ندارد. برای همین، از لحاظ تاریخی، این قبیل تهمتها را بایستی ساختگی و دروغین دانست. در این سری نوشتارها برآنیم تا به چند مورد از این تهمتها اشاره کنیم و شرح مختصری را بر هریک از آنها ارائه نماییم.
نوشتاری که در پیش رو دارید، نخستین بخش از این سری نوشتارهاست. برای خواندن بخشهای بعدی، میتوانید اینجاها را کلید کنید: ... [بخشهای بعدی هنوز آماده نیستند.]
***************************************************
و يهوديان مىگويند: «عُزَيْر پسر خداست.» (!)
یکی از تهمتهای عجیبی که در قرآن به یهودیان زده شده را در آیهی ۳۰ از سورهی التوبة مییابیم.
و يهود گفتند: «عُزَير، پسر خداست.» و نصارى گفتند: «مسيح، پسر خداست.» اين سخنى است [باطل] كه به زبان مىآورند، و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شدهاند شباهت دارد. خدا آنان را بكشد؛ چگونه [از حق] بازگردانده مىشوند؟ (ترجمهی فولادوند)
میبینیم که در این آیه ادعا شده است که «طایفهی یهود» [۱] شخصی بهنام «عُزَيْر» را پسر خدا دانستهاند. نهتنها از هیچکجای این آیه برنمیآید که منظورْ تنها دستهی خاص و بسیار کوچکی از آنان میباشد (چنان کوچک که هیچ نشانی از آنان و باورهایشان در تاریخ برجای نمانده باشد)، بلکه از بیان آیه روشن است که این باور بایستی دستِکم بخشی از اعتقاداتِ عدهی قابلملاحظهای از یهودیان (در تاریخ دیانت یهود) بهشمار آید؛ همانگونه که چنین باوری راجع به مسیح در بین «طایفهی نصاری» شایع بوده است.
میدانیم که ...
کل ِ مطلب 
آیا قرآن با روایت روایاتی که اصلِشان در تورات است، خواسته تورات را زیر سوال ببرد؟
یکی از موضوعاتِ جالبِتوجهی که در قرآن به چشم میخورد، موضعگیری این کتاب در مقابل اعتبار و حقانیت کتبِمقدس اهلکتاب میباشد. در قرآن نهتنها هیچ اشارهی منفیای به این کتبِمقدس را نمیتوان یافت، بلکه قرآن بارها و بارها این متون که نزد اهلکتابند را صریحا تایید نموده و خود را مصدق آنها اعلام نموده است. این نشان میدهد که در قرآن، پیرامون حقانیت و اصالت محتوای کتبِمقدس اهلکتاب، برخلاف آنچه برخی اسلامگرایان ادعا میکنند، جز تایید و تصدیق، مطلب دیگری وجود ندارد.
این واقعیت البته مورد تایید بسیاری از علمای اسلام نیز قرار داشته است. آن دسته از اسلامگرایانی نیز که حاضر به تایید آن نیستند، هرگز نتوانستهاند حتی یک آیه از قرآن ارائه دهند که مستقیما به مخدوش بودن متون کتبِمقدس اهلکتاب اشاره نموده باشد. تعداد انگشتشماری از آیات نیز که ...
کل ِ مطلب 
صد و یک تناقض در کتابِمقدس؟!
نیاز به توضیح نیست که یکی از شیوههای رایج در بین اسلامگرایان، برای حمله به ایمان مسیحیان، تلاش برای یافتن یک سری تناقضات داخلی در متون کتابِمقدس میباشد. یکی از مواردِ مشهور از این قبیل تلاشها، انتشار جزوهای بوده است، با عنوانِ صد و یک تناقض در کتابِمقدس. این جزوه توسط یکی از مبلغان مشهور اسلام در غرب، به نام شبیرعلی، به نگارش درآمده است. (منبع)

Shabir Ally
البته، بیشتر این تناقضات طرحشده چنان خردهگیریهای ناشیانهای هستند که با اندکی تحقیق و بررسی، بیشتر مایه تمسخر و سرافکندی طراح خود میباشند، تا زیرسوالبرندهی محتویات کتابِمقدس. با این وجود، این جزوه، بهخاطر محتویات ضدمسیحیاش، به جزوهای محبوب در بین اسلامگرایان مبدل شده است. به همین منظور، برخی از نویسندگان مسیحی به این صد و یک تناقض پاسخ دادهاند که در اینجا لینک آن را قرار میدهیم:
101 Cleared-Up Contradictions in the Bible
(روی عنوان کلیک کنید.)
جالب اینجاست که جنابِ شبیرعلی یکی از مبلغان سرشناس و مشهور از میان مسلمانان بهشمار میآید. چنین جزوهای، در واقع، سندی است گویا مبنی بر وضع تاسفبرانگیز اسلامگرایان و نشان میدهد که اینان تا چه اندازه در مقابله با مسیحیت، و در دفاع از اسلام در مقابل مسیحیان، درماندهاند.
مطالعهی لینک بالا را به تمام خوانندگان این نوشتار توصیه میکنیم.
بازگشت به آرشیو مربوطه: تناقضاتِ طرحشده
در نوشتهی پیشین پاسخی داده شد به ردیهای که نویسندهی اسلامگرای وبلاگِ آنتی-مجوس بر دو تا از نوشتههای این وبلاگ نوشته بودند. این نویسندهی اسلامگرا بدون درج آدرس لینکِ این پاسخ ما، به آن پاسخ داده است. (لینک این پاسخ ایشان) البته، به نگر بنده، پاسخ ایشان عموما ادامه و تکرار گزافهنویسیهای پیشینشان هست. اما، بخشهایی از این پاسخ به نگر نگارندهی این نوشتار، نسبتا بامزه و سرگرمکننده آمدند و گفتیم، حیف است که خوانندگان این وبلاگ از خواندن و بررسی آنها محروم گردند. در این نوشتار به این بخشها اشاره میکنیم. با هم میخوانیم.
* * * *
کل ِ مطلب 
یکی از اسلامگرایان فعال در اینترنت (در وبلاگی با نام آنتی-مجوس (؟!))، اخیرا پستی در وبلاگش درج نموده که به نگر میآید ردیهای بر دو تا از نوشتههای این وبلاگ باشد. (لینک مطلب ایشان) در این نوشته برآنیم تا به این نوشتهی این نویسندهی اسلامگرا پاسخی بدهیم.
لینکهای این دو نوشتهی من بهقرار زیرند:
نظر قرآن و محمد راجع به اصالت توراتِ همعصر قرآن
نقدی بر تفاسیر المیزان و نمونه بر آیهی ۴۹ سورهی القصص
(توصیه میکنم، ابتدا حتما دو نوشتهی بالا را بادقت بخوانید.)
* * * *
در دو نوشته از نوشتههای این وبلاگ (* وَ *)، با بررسیهایی که از آیاتِ ۴۸ تا ۴۹ سورهی القصص ارائه دادهایم، نشان دادیم که ...
کل ِ مطلب 
زیرا فرزندی برای ما بهدنیا آمده
در کتابِ اِشَعْیای پیامبر، نبوتی وجود دارد که بهتحقیق نبوتی مسیحایی میباشد. در این نبوت به ظهور پادشاه و نجاتدهندهی موعود اسرائیل بشارت داده شده و ویژگیهای شگفتی راجع به وجود و شخصیتِ این پادشاهِ الهی و سلطنت او بیان شدهاند. این نبوت به قرار زیر است:
زيرا فرزندی برای ما بهدنيا آمده،
پسری به ما بخشيده شده،
او بر ما سلطنت خواهد كرد.
نام او «مدبر عجیب،» «خدای قدير،»
«پدر جاودانی» و «سرور شالوم» خواهد بود.گسترش فرمانروایی صلحپرور او را انتهایی نخواهد بود.
او بر تخت پادشاهی داود خواهد نشست،
و بر سرزمين او، پیوسته و تا ابد، سلطنت خواهد كرد.
او پايهی حكومتش را بر عدل و انصاف استوار خواهد ساخت.
خداوند قادر متعال چنين اراده فرموده و اين را انجام خواهد داد.
(اشعیا ۹ : ۶-۷)
میبینیم که در این نبوت، به میلادِ پسری سلطنتی (a royal son) بشارت داده شده که از خاندان داوود و وارث تاج و تختِ او میباشد؛ کسی که پادشاهی او الهی و شکستناپذیر خواهد بود. بر این اساس، روشن است که این پسر کسی نیست جز مسیح که همان پادشاه و نجاتدهندهی موعود اسرائیل است.
البته، طبیعی است که ...
کل ِ مطلب 
پولس رسول از دید قرآن و آثار برخی از مفسران بزرگ اسلام
امروزه، بیشتر مسلمانان بر این باورند که مسیحیت دینی تحریف شده میباشد. آنان انجیل مسیحیت را مجموعه متونی تحریفشده میدانند. [۱] البته، هنگامی که از آنان پرسیده میشود که عامل اصلی این تحریف چیست یا کیست، آنان معمولا به پولس اشاره میکنند. در این نوشته برآنیم تا به سه برگرفته از قرآن اشاره نموده و نظرات برخی از بزرگترین مفسران نخستین اسلام، در ذیل آنها را نیز به اختصار بیاوریم. هدف ما این است که نشان دهیم که این موضع مسلمانان امروزی برخلاف موضع این منابع اسلامی (که منابعی مرجع و پایهای در دیانت اسلام بهشمار میآیند) میباشد.
* * * *
...
کل ِ مطلب 
گفتُوگویی، در بخش نظراتِ وبلاگِ مسلمان عقلگرا، با شخصی به نام سیدعباس سیدمحمدی رخ داد که در این پست آن را درج نمودهام. گفتُوگو پیرامون این مسئله است که آیا برتری اسلام بر مسیحیت طبق قرآن آشکار است یا خیر؟(منبع این گفتُوگو) متن درج شدهی این گفتُوگو در این پست البته همراه با مختصری ویرایش و اصطلاحاتی در نگارش است.
یک تذکر: مدیر این وبلاگ همواره تاکید داشته و دارد که پیش از درج این قبیل گفتوگوها در فضای اصلی وبلاگ، بایستی از طرفین گفتُوگو کسب اجازه نمود. اما، در این مورد خاص (با توجه به شناخت اینجانب از طرفِ گفتُوگو)، اجازهای کسب نشده است. همچنین، بنده، حین ویرایش این گفتوگو، تحلیلهای مختصر را تحتِ عنوان «اضافهی ویرایشگر» در داخل براکت به متن اضافه کردهام که البته تنها نظرها و داوریهای شخصی من هستند.
با هم میخوانیم.
* * * *
-- سیدعباس سیدمحمدی:
سلام علیکم.
حامد الگار، مسلمان اهل سنت، گفته بود: «وقتی من میشنوم "دین"، فقط اسلام در فکرم تداعی میشود.»
ای مقداد. اگر دین مسیح، یعنی بشائر و بصائر و فعل و قول حضرت عیسا، صحیح است، پس باید یهودیان ایمان میآوردند به او. همین طور، اگر دین محمد، یعنی قرآن و فعل و قول محمد (و ائمه)، صحیح است، باید یهودیان و مسیحیان ایمان بیاورند به او. دینها معمولاَ از دین بعد از خود خبر میدهند. مسیحیت نیامد، که هر کس عشقش [.sec] کشید آن را بپذیرد هر کس عشقش نکشید آن را نپذیرد. الان برنابا معتقد است اسلام باطل است، ولی اگر معتقد باشد اسلام دین حق است، دیگر جایی برای پایبند بودن به دین قبل از اسلام سراغ ندارد.
خداوند دعوت میکند به توحید. دعوت میکند به اسلام. دعوت میکند به قرآن. خب خدا میداند همه به اسلام ایمان نمیآورند. گفته مسلمانها و اهل کتاب با هم جدال نکنند. گفته همدیگر را به خدای واحد بخوانند.
شاید برتری ی مسلمان بر مسیحی را نشود اثبات کرد، ولی برترییِ اسلام بر ادیان دیگر، بر طبق قرآن و سنت، آشکار است. مایلم شما این جا هم به ضعف نظر شبستری و ملکیان (چنان که شما نقل کردی، وگرنه من خبر ندارم) پی ببری. الان، دین خدا اسلام است. مسیحیت برتر بود از یهودیت. اسلام برتر است مسیحیت و یهودیت.
* * * * * * * * * *
-- شاهپور برنابا جوینده:
درود بر شما،
فرمایش:
شاید برترییِ مسلمان بر مسیحی را نشود اثبات کرد، ولی برترییِ اسلام بر ادیان دیگر، بر طبق قرآن و سنت، آشکار است.
در حالت کلی، ...
کل ِ مطلب 
حجتالاسلام عبدالرحیم سلیمانی اردستانی نوشتهای دارد با عنوان قرآن کریم و بشارتهای انبیا. (منبع) از آنجا که این نوشته کمی متفاوت با بیشتر نوشتههای اینچنینی مدافعان اسلام به نگر میآید، تصمیم گرفتم تا نقدی را بر آن ارائه دهم. (توصیه میکنم خود نوشته را ابتدا کامل بخوانید.)
* * * *
حجتالاسلام سلیمانی چنین مینویسد:
در سنت اسلامى همیشه این اعتقاد وجود داشته است كه پیامبران پیشین در كتابهاى خود به آمدن پیامبر اسلام (ص) بشارت دادهاند. همچنین، همیشه اظهار شده است كه این اعتقاد به قرآن متكى است. از آیاتى از قرآن استفاده شده است كه حضرت موسى (ع) در تورات و حضرت عیسى (ع) در انجیل آمدن پیامبر اسلام را بشارت دادهاند. به همین دلیل در طول تاریخ اسلام براى یافتن مصادیقى از بشارت در تورات و انجیلِ موجود، تلاشهاى زیادى صورت گرفته و كتابهاى متعددى نوشته شده است. پرسشى كه این نوشتار بدان مىپردازد و سعى مىكند به آن پاسخ دهد، این است كه واقعا موضع قرآن در این باره چیست و آیات مورد استناد چه دلالتى دارند؟ اگر برخى از این آیات بر این امر دلالت دارند، آیا مىتوان مصداقى براى آن در تورات و انجیل موجود یافت؟
ایشان در ادامهی نوشتهاش، با اشاره به آیهی ۱۵۷ سورهی الاعراف و آیهی ۶ سورهی الصف، چنین مینویسد: ...
کل ِ مطلب 
داریوش همایون نوشتهای دارد با تیتر موقعيت ويژه ايرانيان عربزبان. (منبع) بخشی از این نوشته به نگرم جالب آمد که آن را در این پست درج میکنم. (البته، نیاز به توضیح نیست که درج بخشی از این نوشته بهمعنای تایید تمام جزئیات موجود در آن از سوی من نیست.)
با هم میخوانیم.
* * * *
مقايسهی اسلام و مسيحيت و ايران و اروپای باختری
مقايسهی اسلام و مسيحيت و ايران و اروپای باختری در چند سال گذشته يکی از رايجترين شيوههای به بيراهه کشيدن بحث سياسی بوده است. اگر سخن از ورود مذهب در سياست است احزاب دمکرات مسيحی را به رخ میکشند و از حزب يا حزبهای دمکرات اسلامی دفاع میکنند؛ و اگر از رابطهی ويژه اسلام و عرب سخنی بهميان آيد، سرکوفت مسيحيت در اروپا را میزنند؛ و توصيه میکنند که ما هم در ايران به اسلام همان گونه بنگريم که اروپائيان به مسيحيت مینگرند. میبايد آرزوی روزی را کرد که قياس بهعنوان پايه استدلال در ميان ما جای خود را به آگاهی و ژرفانديشی بدهد. اين درست است که بيشتری از ايرانيان، مسلمان و اروپائيان مسيحیاند، اما از اين که بگذريم همهاش تفاوتهای پراهميت است. ...
کل ِ مطلب 
اعتراض:
یوسف (همسر مریم) پسر یعقوب بود (متی ۱ : ۱۶) یا هالی (لوقا ۳ : ۲۳)؟
پاسخ:
پیش از پاسخ دادن به این پرسش، بایستی توضیحی برای تفاوتهای موجود بین دو شجرهنامه مکتوب در انجیلهای متی و لوقا ارائه نمود. کلا، تفاوتهای اساسیای بین این دو شجرهنامه وجود دارند. متی شجرهنامه را از ابراهیم، پدر ملت یهود، آغاز نموده است. شجرهنامهی لوقا که از عیسی مسیح آغاز شده و تا آدم پیش رفته، نمایندهی نسبت عیسی با کل نژاد بشر است. از ابراهیم تا داوود، این دو شجرهنامه تقریبا با هم یکسان هستند، اما از داوود به بعد، بهکل متفاوت میگردند. بسیاری از مفسران بر این باورند که این تفاوت برای آن است که متی از نسبنامهی قانونی خاندان (سلطنتی) داوود بهره برده و تنها از وارثان تاج-و-تخت این سلسله استفاده نموده است، در حالیکه لوقا نسب خونی عیسی مسیح را دنبال نموده است.
بر این اساس، بههیچعنوان بعید به نگر نمیآید که متی شجرهنامهی قانونی عیسی مسیح را از طریق یوسف پیگیری نموده باشد و لوقا شجرهنامهی بیولوژیکی عیسی را از طریق مادرش مریم. (یهودیان در شجرهنامهها زنان را بهشمار نمیآوردند. برای همین، لوقا میبایستی نام یوسف، شوهر مریم، را ذکر مینمود.) این نظریه البته توسط شواهد دیگری نیز پشتیبانی میگردد. لوقا در ابتدای شجرهنامهاش تاکید میکند که عیسی «بهگمان مردم» پسر یوسف بود (۳ : ۲۳) که اشارهای به این واقعیت است که یوسف پدر خونی عیسی مسیح نبود. همچنین، در گزارش رخدادهای پیرامون بارداری و زایمان مریم، و نیز کودکی عیسی، متی وقایع را از منظر یوسف گزارش نموده است، در حالیکه تاکید لوقا بر نقش مریم میباشد.
نکتههای جالب دیگری نیز در اینجا وجود دارند. در بخشی از تلمود، روایتی وجود دارد که در آن، از دوزخ و عذابهای آن توصیفاتی بهمیان آمده است. نویسندگان تلمودی، در این توصیفات، از بانو مریم نیز یاد کرده و به او اهانت نمودهاند. [۱] با این وجود، نکته آنجاست که در این روایت از بانو مریم چنین یاد شده است: «مریم دختر هالی» (מרים בת עלי). برخی از نویسندگان کهن مسیحی روایتی را در آثارشان ذکر نمودهاند، مبنی بر اینکه بانو مریم تنها فرزند والدینش بود و خداوند در پاسخ به دعاهای والدینش، مریم را به آنها بخشید. [۲] اگر چنین بوده باشد، طبق قوانین و رسوم یهودیان، یوسف، شوهر مریم، پسر و وارث پدر مریم نیز بهشمار میآمد.
در واقع، بهسادگی میتوان چنین نتیجهگیری نمود که ممکن است که یعقوبِ مورد اشارهی متی (در فراز ۱ : ۱۶) نام پدر حقیقی یوسف باشد، در حالیکه هالی مورد اشارهی لوقا (در فراز ۳ : ۲۳) نام پدر-زن اوست.
زیرنویس:
[1] T. Hieros. Sanhedrin, fol. 25. 3; Ib. Chagiga, fol. 77. 4. See also:
John Lightfoot, Commentary On the New Testament from the Talmud and Hebraica [Oxford University Press, 1859; with a second printing from Hendrickson Publishers Inc., 1995], vol. 1, p. v; vol. 3, p.55.
[2] On-line Catholic Encyclopedia: http://www.newadvent.org/cathen/15464b.htm
بازگشت به آرشیو مربوطه: تناقضاتِ طرحشده
اعتراض:
طبق فراز متی ۱ : ۱۷، در شجرهنامهی این انجیل، به نگر میآید، از ابراهیم تا مسیح، بایستی چهلودو (۳×۱۴) نسل ثبت شده باشد. با این وجود، در این شجرهنامه (متی ۱ : ۱-۱۶) چهلویک نسل ثبت شده است.
پاسخ:
متن فرازِ متی ۱ : ۱۷، طبق ترجمهی هزارهی نو، چنین است:
بدین قرار، از ابراهیم تا داوود بر روی هم چهارده نسل و از داوود تا زمان تبعید یهودیان به بابِل، چهارده نسل، و از زمان تبعید تا مسیح چهارده نسل بودند.
توجه شود که چهارده نسل نخست عبارتند از «از ابراهیم تا داوود،» چهارده نسل دوم عبارتند از «از داوود تا زمان تبعید» و چهارده نسل سوم عبارتند از «از زمان تبعید تا مسیح.» میبینیم که از داوود دو بار نام برده شده است؛ یکبار در انتهای بخش نخست شجرهنامه و بار دیگر در ابتدای بخش دوم. همچنین، در فرازهای ۱۱ و ۱۲، هر دوی یوشیا و یکینا بهشکلی به تبعید یهودیان مرتبط شدهاند. پس نامهای این شجرهنامه را میتوان چنین مرتب نمود:
| ۰ |
بخش نخست |
بخش دوم |
بخش سوم |
|
۱ |
ابراهیم |
داوود |
یِکُنیا |
|
۲ |
اسحاق |
سلیمان |
شِئَلْتیئیل |
|
۳ |
یعقوب |
رِحُبعام |
زِروبابِل |
|
۴ |
یهودا |
اَبیّا |
اَبیهود |
|
۵ |
فارض |
آسا |
ایلیاقیم |
|
۶ |
حِصْرون |
یِهوشافاط |
عازور |
|
۷ |
رام |
یورام |
صادوق |
|
۸ |
عَمیناداب |
عُزیا |
یاکیم |
|
۹ |
نَحْشون |
یوتام |
اِلیهود |
|
۱۰ |
سَلمون |
آحاز |
ایلعازَر |
|
۱۱ |
بوعَز |
حِزِقیا |
مَتان |
|
۱۲ |
عوبید |
مَنَسی |
یعقوب |
|
۱۳ |
یِسای |
آمون |
یوسف |
|
۱۴ |
داوود |
یوشیا |
عیسی |
* * * *
شجرهنامههای کتابِمقدس عموما بهشکل "تلسکوپی" ثبت شدهاند. بهکار رفتن واژهی «پدر» در آنها بهمعنای "پدربزرگ" یا "نیا" نیز میتواند بهکار رفته باشد. شجرهنامهی موجود در انجیل متی نیز از این قائده مستثنی نیست. مسلما، متی در این شجرهنامه تنها افرادی خاص را که در نگر داشته، بهترتیبِ زمانی زندگانیشان، کنار هم چیده است و آنها را با فرمول "الف پدر ب بود،" بههم پیوند داده است.
روشن است که هدف متی از ثبت این شجرهنامه جلبِ توجه مخاطبانش، بهویژه یهودیان، به این واقعیت است که عیسی از نسل سلطنتی داوود پادشاه است. (عددِ چهارده عددِ منسوب به نام داوود است.) برای رسیدن به این هدف تنها کافی است تا پیوند عیسی، از طریق اجدادش، به این سلسلهی سلطنتی نشان داده شود. بر این اساس، به نگر طبیعی میآید اگر ذکر نام تک-تکِ افراد شجرهنامه یا در نگر گرفتن تاریخ دقیق وقایع تاریخی مرتبط مد نظر قرار نگیرند. متی ظاهرا تنها نام افراد خاصی را که از شجرهنامهی مرجعی که در دست داشته، ذکر نموده، بهشکل دلخواه خودش دستهبندی نموده است. [۱]
زیرنویس:
[۱] آنطور که از شواهدی از تلمود برمیآید، ظاهرا چنین نوع ثبت و دستهبندی نامها در بین یهودیان باستان بسیار رایج بوده است.
See John Lightfoot Commentary on the Gospels, Commentary on the verse Matthew 1:17.
بازگشت به آرشیو مربوطه: تناقضاتِ طرحشده