تبليغاتX
وبلاگِ پژوهش‌های مسیحی

وجودِ درد و رنج در جهانی که ما در آن به‌دنیا آمده‌ایم، پدیده‌ای غیرقابل‌انکار می‌باشد. فقر، گرسنگی و رنج‌های روانی از جمله رنج‌هایی هستند که اگرهم خودْ تا به‌حال دچارشان نشده‌ایم، به‌اشکال گوناگون از آنها باخبر هستیم. روشن است که مواجه شدن با صحنه‌هایی از چنین درد و رنج‌هایی، هرکسی را که از انسانیت بهره‌ای برده باشد، دل‌آزرده خواهد کرد. در واقع، بسیاری از خداناباوران با اشاره به چنین صحنه‌هایی است که با قاطعیت احتمال وجودِ خدایی که مسیحیان به آن باورمندند را رد می‌کنند. به‌عنوان نمونه، چارلز تمپلتون، اگناستیکی که زمانی یکی از مبشران شناخته‌شده‌ی مسیحی بود، دلیل از دست دادن ایمانش به خدا را چنین شرح می‌دهد:

تصویر زن سیاه‌پوستی از آفریقای شمالی در مجله‌ی لایف بود. آنها در حال گذران نمودن خشک‌سالی مرگباری بودند. و آن زن پسر مرده‌اش را در آغوش گرفته بود، و با حالتی سرشار از درماندگی، به آسمان چشم دوخته بود. من به این تصویر نگاهی انداختم و با خود گفتم، "آیا پذیرفتنی است که خدایی پُرمهر یا دلسوز وجود داشته باشد، هنگامی که تنها چیزی که این زن به آن نیاز داشت باران بود؟" خدا چطور توانست با این زن چنین کند؟ چه کسی مسوول ریزش باران است؟ من نیستم؛ شما هم نیستید. او که هست - یا این تنها چیزی بود که من [به‌اشتباه] می‌پنداشتم. اما، وقتی این عکس را دیدم، همانجا دانستم که به‌هیچ‌وجه ممکن نیست که چنین چیزی رخ بدهد و خدایی پرمهر وجود داشته باشد. 

در این نوشته، من تلاش ندارم تا پاسخی به این پرسش که "اگر خدایی سرشار از محبت وجود داشته باشد، این‌همه درد و رنج برای چیست؟" بدهم. چون به‌واقع، پاسخ این پرسش را نمی‌دانم. اما، تصمیم دارم تا با ذکر چند نکته، مسائلی را در این زمینه روشن سازم. نتیجه‌گیری از این نکات را نیز به خوانندگان واگذار می‌نمایم.

* * * *

نکته‌ی نخست: این نتیجه‌گیری که:  ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

تولدِ خدا
نوشته‌ی دکتر ویلیام لِین کِرِیْگ

امشب از من درخواست شده تا درباره‌ی "تولدِ خدا" سخن‌رانی کنم. این عنوان تکان‌دهنده است، چون به نگر نامفهوم می‌آید. چگونه ممکن است که خدا، و آفریننده‌ی همه‌چیز که خودْ آفریده نشده است، میلادی داشته باشد؟ چگونه ممکن است که وجودی که واجب-الوجود و ازلی است، آفریننده‌ی زمان و مکان، زاده شود؟ چنین به نظر می‌آید که این [عبارت] کاملا بی‌معنا می‌باشد.

با این وجود، در کریسمس، این دقیقا همان چیزی است که مسیحیان جشن می‌گیرند. آموزه‌ی مسیحیِ تجسم بیان می‌دارد که عیسی مسیح خدا در جسم [ـِ انسانی‌اش] [God in the flesh] می‌باشد. پس، عیسی هم به‌حقیقت خدا می‌باشد، و هم به‌حقیقت انسان. او از مریم باکره زاده شد؛ به آن معنا که عیسی به‌شکل ماوراء-طبیعی در رحم [ـِ مادرش] شکل گرفت، اما به‌دنیا آمدن او کاملا طبیعی بود. از آنجا که عیسی خدا در جسم [ـِ بشری] بود، مادرِ او مریم، در اعتقادنامه‌های نخستین مسیحی، "مادرِ خدا" خوانده شده است. این به آن دلیل نیست که خدا به‌شکلی در نتیجه‌ی حاملگی مریم، یا به‌دلیل اینکه مریم به‌شکلی خدا را تولید نمود، به‌وجود آمد. در واقع، مریم، به دلیل اینکه شخصی که به‌دنیا آورد دارای الوهیت (divine) بود، می‌تواند "مادرِ خدا" نامیده شود. پس، تولدِ عیسی، به این معنا، تولدِ خدا بود.

اما، این تنها مسئله را کمی به‌عقب می‌برد. چون،  ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

 مقایسه کردن کتاب‌ِمقدس با قرآن
(چطور آن را درست انجام دهیم)
نوشته‌ی سموئیل گرین

کتاب‌ِمقدس و قرآن، هنگامی که مسیحیان و مسلمانان به بحث درباره‌ی مسائلی می‌پردازند، غالبِ اوقات با هم مقایسه می‌شوند. آنها معمولا به شکل‌های زیر با هم مقایسه می‌شوند:

  • مصونیت متن از تحریف
  • شکل‌گیری کانُن
  • تعلیمات درباره‌ی عیسی، زنان، جنگ و مسائلی از این قبیل
  • دقتِ علمی

این گونه قیاس چیزی است که من شخصا در گذشته آن را انجام می‌دادم. البته، قیاس نمودن کتاب‌ِمقدس با قرآن، در حقیقت، کار نادرست و گمراه‌کننده‌ای است، به دو دلیل. ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

 

اعتراض:

در فرازِ پیدایش ۶ : ۶، آمده است که «خداوندْ پشيمان‌ شد كه‌ انسان‌ را بر زميـن‌ ساخته‌ بود.» (ترجمه‌ی قدیمی) اما، چطور ممکن است که خداوندْ که وجودی دانا و توانای مطلق است، کاری کند که بعدها از آن احساس پشیمانی کند؟

 

پاسخ:

نکته‌ای که در اینجا باید به آن توجه نمود آن است که در آنجایی که در ترجمه‌ی قدیمی، در فرازِ پیدایش ۶ : ۶، «پشیمان شد» ترجمه شده، در متن عبری واژه‌ی «naachem» به‌کار رفته است. این واژه دارای معانی گوناگونی است و تنها «پشیمان شدن» معنا نمی‌دهد، بلکه به معنای «غمگین شدن» (grieve) نیز به‌کار می‌رود. (Strong's H5162) 

پس‌ از مدتی، زن‌ يهودا مُرد. وقتی كه‌ روزهای سوگواری (~naachem~) سپری شد، يهودا با دوستش‌ حيره‌ عدولامی برای نظارت‌ بر پشم‌چينیِ گوسفندان‌ به‌ تمنه‌ رفت‌. (پیدایش ۳۸ : ۱۲) (ترجمه‌ی تفسیری)

روشن است که واژه‌ی «naachem» در برگرفته‌ی بالا به‌هیچ‌عنوان به‌معنای "پشیمان شدن" به‌کار نرفته است، بلکه معنای "غمگین شدن" مدنظر بوده است. ترجمه‌ی انگلیسیِ بسیار معتبر New International Version نیز این واژه را در فرازِ پیدایش ۶ : ۶ به "غمیگن شدن" برگردان نموده است.

The LORD was grieved that he had made man on the earth, and his heart was filled with pain. (source)

روشن است که از این فراز چنین برنمی‌آید که خداوند احساس کرد که با آفریدن انسان بر روی زمین، مرتکبِ اشتباهی شده است، بلکه خداوند، از آنجا که (پس از مشاهده‌ی گناه و تباهی گسترده و فراگیر انسان‌ها) می‌بایست عدالت را درباره‌شان - که همانا نابودی‌شان بود - به‌اجرا بگذارد، ناراحت و غمگین شد. ما، بر اساس کتاب‌ِمقدس، البته می‌دانیم که دانای کل بودن خداوندْ و تغییرناپذیریِ وجودیِ او (اعداد ۲۳ : ۱۹)، به آن معنا نیست که او همچون سنگی بی‌تفاوت باشد، بلکه خدا به‌طور اسرارآمیزی برای مخلوقاتش دلسوزترین پدر است و گناهان ما روح قدّوس او را غمگین می‌گردانند (افسسیان ۴ : ۳۰).

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

قرآن و کتب‌ِمقدس اهل‌کتاب 

یکی از مسائل قابل‌ملاحظه و جالب‌ِتوجهی که در قرآن می‌یابیم، اشاره‌های مکرر و فراوان این کتاب به کُتبِ‌مقدس اهل‌کتاب می‌باشد. آنچه در این میان موجبِ شگفتی می‌باشد آن است که برخلافِ ادعاها و باورهای رایج در میان مسلمانان، در قرآن، پیرامون اعتبار و ارزش الهی این کتب‌ِمقدس، جز تصدیق و تمجید، مطلبِ دیگری نمی‌یابیم. در واقع، این باورِ مسلمانان پیرامون کتاب‌ِمقدس مسیحیان که متون آن را دست‌خورده و تحریف‌شده می‌دانند، هیچ‌ ریشه‌ی منطقی و معقولی در قرآن و سنتِ اصیل اسلامی ندارد. آیت‌الله محمدهادی معرفت، از علما و قرآن‌پژوهانِ مطرح شیعه در ایران، در اینباره، در کتابِ مصونیتِ قرآن از تحریف، چنین می‌نویسد: ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

آنچه در زیر می‌خوانید، ترجمه‌ی بخشی از یک نوشته‌ی بسیار عالی، علمی و موشکافانه، تحتِ عنوان The Messiah: Exploration in the Law and Writings، نوشته‌ی Prof. Tremper Longman III، می‌باشد.

* * * * 

 

انتظارات [ـِ مسیحائی] در پایان عصر عهدِقدیم

از متون بین-دو-عهد و عهدِجدید چنین برمی‌آید که انتظار [ـِ آمدن مسیح] همه‌جا مطرح بوده است. برخی از یهودیان مسیحی را انتظار نمی‌کشیدند. سایرین می‌پنداشتند که مسیح یک کاهن خواهد بود؛ برخی نیز وی را یک پادشاهِ رهایی‌بخش می‌دانستند. برخی محققان، بر اساس شواهد، چنین نتیجه می‌گیرند که دست‌ِکم، گروهی از اندیشمندان یهودی بر این باور بودند که دو مسیح ظهور خواهند نمود، یکی کاهن و دیگری پادشاه.

ما، بنابر آنچه می‌دانیم، می‌توانیم مطمئن باشیم که عهدِجدید انگاره‌ی مسیح را خلق ننموده است. البته، ما همچنین می‌توانیم اطمینان داشته باشیم که هیچ تصویری از مسیح که به‌طور مشترک و عمومی پذیرفته شده باشد نیز، وجود نداشت. نکته‌ی اخیر به آن معناست که مسیحیان امروزینی که با در نظر داشتن تمام نبوت‌های تحقق‌یافته، با شگفتی به این مسئله که چرا یهودیان مسیح را به‌طور همگانی و فراگیر نشناختند، می‌نگرند، ادبیاتِ عهدِقدیم را به‌راستی نمی‌فهمند.

البته، ما می‌توانیم این عدم شفافیتِ انتظارات را با پژوهشی پیرامون یحیای تعمیددهنده، شرح دهیم. باید دید که او در انتظار چه بود.

هم‌اکنون تیشه بر ریشه‌ی درختان نهاده شده است. هر درختی که میوه‌ی خوب ندهد، بریده و در آتش افکنده خواهد شد. من شما را برای توبه، با آب تعمید می‌دهم؛ امّا آن که پس از من می‌آید تواناتر از من است و من حتی شایسته نیستم کفش‌هایش را پیش آورم. او شما را با روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. او کج‌بیل خود را در دست دارد و خرمنگاه خود را پاک خواهد کرد و گندم خویش را در انبار ذخیره خواهد نمود، امّا کاه را با آتشی خاموشی‌ناپذیر خواهد سوزانید. (متی ۳ : ۱۰-۱۲)

یحیی انتظار دارد که مسیح جنگاوری، بر طبق سنتِ دانیال ۷، زکریا ۱۴، و ملاکی ۴، باشد. [بنا بر این،] شکی که بعدها، در موردِ عیسی، وقتی شنید که  ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

 

اعتراض:

آیا ابراهیم بر پایه‌ی اعمال پارسا شمرده شد (یعقوب ۲ : ۲۱)، یا نشد (رومیان ۴ : ۲)؟!

ترجمه‌ی برگرفته‌ها:

پس درباره‌ی آنچه ابراهیم یافت، چه می‌توان گفت، او که به‌حسب جسم، جَد ما شمرده می‌شود؟ اگر ابراهیم بر پایه‌ی اعمال پارسا شمرده شده بود، می‌توانست فخر کند؛ امّا در نظر خدا چنین نیست. زیرا کتاب چه می‌گوید؟ «ابراهیم به خدا ایمان آورد و این برای او پارسایی شمرده شد.» [پیدایش ۱۵ : ۶] امّا کسی که کار می‌کند، مزدش حق او شمرده می‌شود، نه هدیه. امّا آن که کاری نمی‌کند، بلکه به خدایی توکل می‌دارد که بی‌دینان را پارسا می‌شمارد، ایمان او برایش پارسایی به‌شمار می‌آید. (رومیان ۴ : ۱-۵)

ای نادان، می‌خواهی بدانی چرا ایمان بدون عمل بی‌ثمر است؟ مگر اعمال جَد ما ابراهیم نبود که پارسایی او را ثابت کرد، آنگاه که پسر خود اسحاق را بر مذبح تقدیم نمود؟ می‌بینی که ایمان و اعمال او با هم عمل می‌کردند، و ایمان او با اعمالش کامل شد. و آن نوشته تحقق یافت که می‌گوید: «ابراهیم به خدا ایمان آورد و این برای او پارسایی شمرده شد،» [پیدایش ۱۵ : ۶] و او دوست خدا خوانده شد. پس می‌بینید با اعمال است که پارسایی انسان ثابت می‌شود، نه با ایمانِ تنها. (یعقوب ۲ : ۲۰-۲۴)

 

پاسخ:

البته، قابل‌انکار نیست که اگر دو فرازِ رومیان ۴ : ۲ و یعقوب ۲ : ۲۱ را خارج از متنشان با یکدیگر قیاس کنیم، به‌وضوح متناقض به‌نگر می‌آیند.

اگر ابراهیم بر پایه‌ی اعمال پارسا شمرده شده بود، می‌توانست فخر کند؛ امّا در نظر خدا چنین نیست. (رومیان ۴ : ۲)

مگر اعمال جَد ما ابراهیم نبود که پارسایی او را ثابت کرد، آنگاه که پسر خود اسحاق را بر مذبح تقدیم نمود؟ (یعقوب ۲ : ۲۱)

با این وجود، هیچ‌گاه نباید فراموش کرد که به هر فراز و برگرفته‌ای بایستی ...  


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

جایگاهِ شریعتِ موسی در ایمان مسیحی

یکی از ویژگی‌های برجسته و اساسی رسالتِ مسیحائی عیسی آن است که در آن نه‌تنها هیچ‌گاه اعتبارِ الهی توراتِ موسی و کلا کانن یهودی تنخ (عهدِقدیم) زیرِ سوال نرفته است، بلکه عیسی مسیح به‌روشنی خود را انجام‌دهنده و تصدیق‌کننده‌ی ‌آموزه‌ها و بشارت‌های کتب‌ِمقدس کانن عهدِقدیم دانسته است.    

گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را نسخ کنم؛ نیامده‌ام تا آنها را نسخ کنم، بلکه آمده‌ام تا تحققشان بخشم. زیرا آمین، به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین از میان نرود، نقطه یا همزه‌ای از تورات هرگز از میان نخواهد رفت، تا اینکه همه به‌انجام رسد.
(متی ۵ : ۱۷-۱۸)

تورات و انبیا تا زمان یحیی بود. [ر.ک. ارمیا ۳۱ : ۳۱-۳۴؛ عبرانیان ۸ : ۶-۱۲] از آن پس، به پادشاهی خدا بشارت داده می‌شود و هر‌کس به جَبر و زور راهِ خود بدان می‌گشاید. با این حال، آسانتر است آسمان و زمین از میان برود تا اینکه نقطه‌ای از تورات فرو‌افتد!
(لوقا ۱۶ : ۱۶-۱۷)

هیچ بخش از کتبِ‌مقدّس از اعتبار ساقط نمی‌شود. (یوحنا ۱۰ : ۳۴)

پس آیا شریعت را با این ایمان باطل می‌سازیم؟ هرگز! بلکه آن را استوار می‌گردانیم. (رومیان ۳ : ۳۱)   

اینکه مسیح، در فرازِ متی ۵ : ۱۷، خویش را تحقق‌بخشنده‌ی «تورات و نوشته‌های انبیا» (که می‌شود، کل کانن عهدِقدیم) معرفی نمود، طبیعتا به آن معناست که ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

یکی از برگرفته‌های کتاب‌ِمقدس که ظاهرا نزدِ مخالفین آن سوال‌برانگیز می‌نماید، فرازِ دوم‌سموئیل ۲۴ : ۱ می‌باشد.

و خشم خداوندْ بار ديگر بر اسرائيل افروخته‌ شد. پس‌ داوود را بر ايشان‌ برانگيزانيده‌، گفت‌: «برو و اسرائيل‌ و يهودا را بشمار.»
(ترجمه‌ی قدیمی)

این برگرفته از آن‌جهت نزدِ آنان سوال‌برانگیز می‌نماید که در فرازِ اول‌تورایخ ۲۱ : ۱، این برانگیختن به شیطان نسبت داده شده است.

و شيطان‌ به‌ ضد اسرائيل‌ برخاسته‌، داوود را بر آن داشت تا‌ اسرائيل‌ را بشمارد.

اعتراضی که معمولا با مقایسه این دو فراز مطرح می‌شود، آن است که بالاخره روشن نیست که چه کسی داوود را به اشتباه و گناه کشاند، خدا یا شیطان.

نکته‌ی کلیدی‌ای که در بررسی این مسئله باید در نظر داشت آن است که خداوندْ هیچ‌گاه کسی را به گمراهی و گناه نمی‌کشاند. بلکه، این شیطان است که همواره با مکر و توطئه‌گری تلاش دارد تا انسان‌ها را به گمراهی بکشاند؛ «زیرا خدا با هیچ بدی وسوسه نمی‌شود، و کسی را نیز وسوسه نمی‌کند.» (یعقوب ۱ : ۱۳) پس، پرسشی که در اینجا باید به آن پاسخ داد آن است که پس چرا در فرازِ دوم‌سموئیل ۲۴ : ۱ آمده است که خدا داوود را برانگیزاند تا اسرائیل را بشمارد؟ ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

 پرسش:

یک مسلمان (به نام ماهان)، با مقایسه‌ی فرازهای لوقا ۲۲ : ۳۶ و متی ۲۲ : ۵۰-۵۲، پرسش جالبی را مطرح نموده که محتوایش (همراه با تغییر و ویرایش) به قرار زیر است:

لوقا در انجيلش نقل می‌كند که عيسی به شاگردانش در شام آخر و پيش از خارج شدن از منزل گفت: «و هرکه، اگر شمشیر ندارد، جامه‌ی خود را فروخته، شمشیری بخرد.» (لوقا ۲۲ : ۳۶) اما، متی در انجيلش می‌نویسد:

 آنگاه آن افراد [مسلّح به چماق و شمشیر] پیش آمده، بر سر عیسی ریختند و او را گرفتار کردند. در این هنگام، یکی از همراهان عیسی دست به شمشیر برده، آن را برکشید و ضربه‌ای به خدمتکار کاهن‌اعظم زد و گوشش را برید. امّا عیسی به او فرمود: «شمشیر خود در نیام کن؛ زیرا هر‌که شمشیر کِشد، به شمشیر نیز کشته شود. ...» (متی ۲۶ : ۵۰-۵۲)

حال، اگر شمشير نبايد زد، پس چرا عيسی با آن تاكيد حواريون را برای خريد شمشير ترغيب كرد؟ شما درمورد اين دو برگرفته چه فكر می‌كنيد؟!

پاسخ:

پیش از هر چیز بایستی نکته‌ی مهمی را خاطرنشان نمود، و آن این است که به هر فراز و برگرفته‌ای بایستی همراه با متن معقول و منطقی آن نگریست. فرازِ لوقا ۲۲ : ۳۶، در متنش، چنین است:

سپس از آنها پرسید: «آیا زمانی که شما را بدون کیسه‌ی پول و توشه‌دان و کفش گسیل داشتم، به چیزی محتاج شدید؟»

پاسخ دادند: «نه، به هیچ‌چیز.»

پس به آنها گفت: «امّا اکنون هر‌که کیسه یا توشه‌دان دارد، آن را برگیرد و اگر شمشیر ندارد، جامه‌ی خود را فروخته، شمشیری بخرد. زیرا این نوشته باید درباره‌ی من تحقق یابد که: ”او از خطاکاران محسوب شد.“ [اشعیا ۵۳ : ۱۲] آری، آنچه درباره‌ی من نوشته شده، در شرف تحقق است.»

شاگردان گفتند: «ای خداوند، بنگر، دو شمشیر داریم.»

به ایشان گفت: «دیگر کافی است!» (لوقا ۲۲ : ۳۵-۳۸)
(ترجمه‌ی هزاره‌ی نو)

روشن است که موضوع سخن عیسی در این برگرفته ماموریت تبشیری شاگردان است. کاملا بعید می‌نماید که منظور او از خریدن شمشیر، دعوت آنان به مبارزه‌ی مسلحانه برای آزادی عیسی از چنگ دشمنانش باشد. مسلما، عیسی هنگامی این سخنان را بیان نمود که می‌دانست به‌زودی گرفتارکنندگان او از راه می‌رسند و اصلا فرصت و امکان چندانی برای خرید شمشیر در آن‌هنگام وجود نداشت. به‌ویژه که در ادامه‌ی همین برگرفته (در فرازهای ۴۹-۵۳) می‌خوانیم که عیسی صریحا شاگردان را از مبارزه‌ی مسلحانه برعلیه دستگیرکنندگانش بازداشت. 

آنطور که به‌طورِ طبیعی از متن این برگرفته برمی‌آید، عیسی در اینجا شاگردان را از خطراتی که می‌دانست در آینده، در راهِ موعظه‌ی انجیل او، برای آنان پیش می‌آیند، آگاه ساخته است. منظور عیسی در اینجا از "خریدن شمشیر"، لزوما و تنها معنای تحت‌اللفظی آن نمی‌تواند باشد. در واقع، او در اصل شاگردان را فراخواند تا از پیشْ خود را برای مواجه شدن با مشکلات و خطراتی که در پیش‌رو دارند، آماده سازند: «امّا اکنون هر‌که کیسه یا توشه‌دان دارد، آن را برگیرد و اگر شمشیر ندارد، جامه‌ی خود را فروخته، شمشیری بخرد. ...»

ذکر این نکته نیز مفید است که از فرازِ ۳۸ این برگرفته، احتمالا چنان برمی‌آید که شاگردان در آن‌هنگام معنای سخن مسیح را درست متوجه نشدند، و آن را تنها به معنای تحت‌اللفظی آن گرفتند. برای همین، موردِ نکوهش او واقع شدند:

شاگردان گفتند: «ای خداوند، بنگر، دو شمشیر داریم.»

به ایشان گفت: «دیگر کافی است!»

نکته‌ی دیگری هم که ذکر آن خالی از فایده نیست، آن است که شمشیری که در این برگرفته‌ها از آن یاد شده، به احتمال زیاد شمشیری کوتاه یا خنجری است که یهودیان عموما با خودْ حمل می‌نمودند. آنان این خنجر را معمولا برای دفاع از خویش در برابر حیواناتِ وحشی یا دزدان استفاده می‌کردند. یهودیان این خنجر را حتی در روزهای شَبّات نیز با خود حمل می‌کردند. جماعت‌هایی چون اسنی‌ها نیز که عموما دسته‌هایی صلح‌طلب و مخالف مبارزاتِ مسلحانه بودند، از این خنجرها برای دفاع شخصی استفاده می‌نمودند. (Hengel, Was Jesus a Revolutionist?, 21) مسلما، شاگردان در طی سفرهای تبشیری‌شان تا دورترین نقاطِ جهان (اعمال‌رسولان ۱ : ۸؛ متی ۲۸ : ۱۹-۲۰)، به توشه و شمشیر نیازی اساسی داشتند. بر این اساس، حتی از معنای تحت‌اللفظی این سخن مسیح نیز، لزوما نمی‌توان نتیجه گرفت که این سخنْ سفارشی به مبارزه‌ی مسلحانه می‌باشد.

در نتیجه، برگرفته‌ی لوقا ۲۲ : ۳۵-۳۸ با فرازِ متی ۲۶ : ۵۲ - که در آن عیسی سفارش نموده است: «شمشیر خود در نیام کن؛ زیرا هر‌که شمشیر کِشد، به شمشیر نیز کشته شود.» - تضادی باهم ندارند، بلکه تنها به دو موضوع جداگانه می‌پردازند.

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

موضوع گفت‌ُوگو: آیا از لحاظِ فلسفی (ریاضی)، می‌توانیم قائل به ازلی بودن جهان ِ مادی باشیم؟

توجه شود، پیش از تنظیم و درج این گفت‌ُوگو از آقای مزدک بامداد (که یک آتئیست هستند) اجازه گرفته شده است. همچنین، تغییراتِ بسیار جزئی‌ (مانندِ اصلاح برخی اشتباهاتِ تایپی/املایی) و ویرایشی در متن نوشته‌ها صورت گرفته‌اند.

* * * *


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

پرستش مسیح در کتاب‌ِ‌مقدس، و معنای آن

یکی از مطالبِ جالب‌ِ‌توجهی که در عهدِجدید در رابطه با مقام الهی مسیح می‌یابیم، اشاره‌هایی به پرستیده شدن مسیح و تایید آن از سوی او می‌باشد. به‌عنوان نمونه، در فراز یوحنا ۵ : ۲۳، از قول مسیح چنین‌ می‌خوانیم:

همه پسر را حرمت گذارند، همانگونه که پدر را حرمت می‌نهند. زیرا کسی که پسر را حرمت نمی‌گذارد، به پدری که او را فرستاده است نیز حرمت ننهاده است.

توجه شود، عیسی در اینجا به‌هیچ‌عنوان نگفته است که ایمان‌داران او را همچون یک پیامبر یا والدین‌شان حرمت گذارند، بلکه ایمان‌داران عیسی را - «همانگونه که پدر را حرمت می‌نهند» - حرمت می‌گذارند! روشن است که آنچه به‌طور طبیعی از این فراز برمی‌آید، آن است که مسیح به همان اندازه شایسته حرمت و ارزش نهادن است که خداوند شایسته است. بر این اساس، پسر نیز، همچون پدر، شایسته‌ی پرستش است. در کتابِ مکاشفه نیز در این رابطه چنین آمده است:

سپس، شنیدم هر مخلوقی که در آسمان و بر زمین و زیر زمین و در دریاست، با هرآنچه در آنهاست، چنین می‌سرودند که:

«ستایش و حرمت، و جلال و قدرت،
تا ابد از آنِ تخت‌نشین و بره باد.» (مکاشفه ۵ : ۱۳)

در این آیه نیز می‌بینیم که مسیح در کنار خداوند و همراه با او مورد پرستش واقع شده است. گونه‌ی مخاطب قرار گرفتن «تخت‌نشین و بره» چنان است که تنها ویژه‌ی خداوند به نگر می‌آید. (ر.ک. مکاشفه ۴؛ اول‌تواریخ ۲۹ : ۱۰-۱۹) 

در رساله‌ی عبرانیان نیز، در فراز ۱ : ۶، از مسیح چنان یاد شده که تنها شایسته‌ی مقام الوهیتْ به‌نگر می‌آید:

بلکه آن‌هنگام نیز که فرزند ارشد را به جهان می‌آورَد، می‌فرماید: «همه‌ی فرشتگان خدا او را بپرستند.»

در منبع بسیار معتبر NIV Study Bible، ذیل این آیه، چنین می‌خوانیم:

همه‌ی فرشتگان خدا او را بپرستند. نگارنده[ی این رساله در اینجا] سطری را از ورژن یونانی‌ای از کتابِ تثنیه [۳۲ : ۴۲] که پیشارویش بوده، نقل می‌کند. این عبارت که در عهدِقدیم تنها برای خداوندْ (یَهْوِه) به‌کار می‌رود، در اینجا برای مسیح به‌کار رفته است که اشاره‌ای صریح به الوهیتِ کامل او می‌باشد. [۱]

وجودِ این آموزه در کتاب‌ِ‌مقدس البته، به‌هیچ‌عنوان غیرمنتظره یا غیرعقلانی نمی‌نماید، زیرا طبق کتاب‌ِمقدس، مسیح نجات‌دهنده‌ی بشریت است؛ او تجسم کلام ذاتی خداست، و در نتیجه دارای نهادی هم‌ذات با نهادِ پدر است.

در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، [ذاتا] خدا بود؛ همان در آغاز با خدا بود. همه‌چیز به‌واسطه‌ی او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ‌چیز بدون او پدیدار نگشت. در او حیات بود و آن حیات، نور آدمیان بود. این نور در تاریکی می‌درخشد و تاریکی آن را درنیافته است.

و کلام، انسان خاکی شد و در میان ما مسکن گزید. و ما بر جلال او نگریستیم، جلالی درخور آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی. هیچ‌کس هرگز خدا را ندیده است. امّا آن خدای یگانه که در بَرِ پدر است، همان او را شناسانید. (یوحنا ۱ : ۱-۵و۱۴و۱۸)

همانگونه که پدر در خود حیات دارد، به پسر نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد، و به او این اقتدار را بخشیده که داوری نیز بکند، زیرا پسرِ‌انسان است. از این سخنان در شگفت مباشید، زیرا زمانی فرا‌می‌رسد که همه‌ی آنان که در قبرند، صدای او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد. آنان که نیکی کرده باشند، برای قیامتی که به حیات می‌انجامد، و آنان که بدی کرده باشند، برای قیامتی که مکافات در پی دارد. (یوحنا ۵ : ۲۶-۲۹)

او فروغِ جلالِ خدا و مظهر کامل ذات اوست، و همه‌چیز را با کلام نیرومند خود نگاه می‌دارد. (عبرانیان ۱ : ۳)

زيرا فرزندی برای ما بدنيا آمده‌،
پسری‌ بما بخشيده‌ شده‌،
او بر ما سلطنت‌ خواهد كرد.
نام‌ او «مدبر عجیب»، «خدای‌ قدير»،
«پدر جاودانی‌» و «سرور شالوم‌» خواهد بود.

او بر تخت‌ پادشاهی‌ داود خواهد نشست،‌
و بر سرزمين‌ او تا ابد سلطنت‌ خواهد كرد. (اشعیا ۹ : ۶-۷)
[۲]


زیرنویس:

[۱] NIV Study Bible, copyright © 1985, 1995, 2002 by Zondervan Corporation, note on Hebrews 1:6

[۲] فراز اشعیا ۹ : ۶ دربردارنده‌ی یکی از پیشگویی‌های شگفت‌آور کتاب‌ِمقدس می‌باشد. منظور از "پسری که به دنیا آمده،" پسری سلطنتی (a royal son) است که از خاندان داوود، و وارث تاج و تختِ اوست: «او بر تخت‌ پادشاهی‌ داود خواهد نشست،‌ و بر سرزمين‌ او تا ابد سلطنت‌ خواهد كرد.» (آیه‌ی ۷) به دیگر سخن، منظور از "پسر،" مسیح موعود است. 

در این فراز، چهار عنوان برای مسیح به‌کار رفته‌اند که به‌هیچ‌عنوان با عنوان‌های معمول و رایجی که برای سایر انسان‌ها به‌کار رفته‌اند، شباهتی ندارند. در واقع، هر چهار عنوان (که هرکدام از دو عنصر تشکیل شده‌اند)، عناوینی هستند که در خودِ کتابِ اشعیای نبی، به‌روشنی برای خداوندْ (یَهْوِه) به‌کاررفته‌اند.

  • «مدبرِ عجیب»: «تمام‌ اين‌ دانش‌ از خداوند قادر متعال‌ كه‌ تدبیرش عجیب و حكمتش عظيم‌ است،‌ صادر می‌گردد.» (۲۸ : ۲۹) (همچنین، ر.ک. ۲۵ : ۱؛ داوران ۱۳ : ۱۸)

  • «خدای قدیر»: «و باقی‌مانده‌ای،‌ يعنی‌ باقی‌مانده‌ای از [خاندان]‌ يعقوب،‌ به‌سوی خدای قدیر‌ بازگشت‌ خواهند كرد.» (۱۰ : ۲۱)

  • «پدرِ جاودانی»: «تو پدر ما هستی‌! حتی‌ اگر ابراهيم‌ و يعقوب‌ نيز ما را فراموش‌ كنند، تو ای خداوند، از ازل‌ تا ابد پدر و نجات‌‌دهنده‌ی‌ ما خواهی بود.» (۶۳ : ۱۶) (همچنین، ر.ک. ۴۰ : ۹-۱۱)

  • «سرورِ شالوم»: «پديدآورنده‌ی‌ نور و آفريننده‌ی‌ تاریکی‌ من هستم: من هستم که‌ شالوم (صلح و سلامتی) می‌آورم، و آفريننده‌ی‌ بدی [هم] من هستم‌. من‌ که خداوند هستم‌، سازنده‌ی‌ همه‌‌ی اين‌ چيزها هستم‌.» (۴۵ : ۷)

Albert Barnes، در تفسیرش، ذیل این آیه، اظهار می‌دارد که «باورکردنی نیست که این لقب‌ها، تحتِ قدرتِ روح الهام، به یک انسان معمولی اطلاق شده باشند.» (Notes on the Bible, Isaiah 9:6)


لینک‌های مرتبط :

او که همذات با خدا بود، خود را خالی کرد. (فیلیپیان ۲ : ۱-۱۱) 

اقتدار یگانه و تنها پسر خدا بر آفرینش!

چگونه ممکن است که خدا دارای فرزند باشد؟!

بازگشت به آرشیو مربوطه:   تجسم ِ  کلام

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |

کتاب‌ِمقدس کتابی بی‌همتا
نوشته‌ی Prof. Josh McDowell    

* * * *

در این نوشته، می‌خوانیم که کتاب‌ِمقدس کتابی است:

  • بی‌همتا به‌دلیل همگونی مطالبش
  • بی‌همتا به‌دلیل توزیع گسترده‌اش
  • بی‌همتا به‌دلیل ترجمه‌اش
  • بی‌همتا به دلیل بقایش
           - در طول زمان
           - در طی جفاها
           - در مقابل انتقادات
  • بی‌همتا به‌دلیل تعالیمش
           - بی‌همتاییِ پیشگویی‌هایش
           - بی‌همتایی تاریخش
           - بی‌همتایی ماهیتش
  • بی‌همتا به‌دلیل تاثیرش بر ادبیات
  • بی‌همتا به‌دلیل تاثیرش بر تمدن

* * * *


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط X |

آیا پیش از آدم مرگ وجود داشته است؟
نوشته‌ی Dr. Norman Geisler و Dr. John Ankerberg


کسانی که به موقعیت اولیۀ این جهان پایبند هستند این مورد را نمی پذیرند که قبل از سقوط انسان مرگ وجود داشته است. آنها این طور استدلال می کنند که کتاب مقدس می گوید درست بعد از آدم در نتیجه گناهش مرگ پدیدار شد:

پس همانگونه که گناه به واسطۀ یک انسان وارد جهان شد و به واسطۀ گناه مرگ آمد و بدین سان مرگ دامنگیر همۀ آدمیان گردید از انجا که همه گناه کردند. (رومیان ۵ : ۱۲ و ۸ : ۲۰-۲۲)

دکتر گایسلر پاسخ می‌دهد و می‌گوید که چندین مشکل در رابطه با این بحث وجود دارد.

اولاً، در رومیان ۵ : ۱۲ بیان نمی‌شود که تمام حیوانات به خاطر گناه آدم مردند بلکه تمام انسانها در نتیجه این گناه مردند. دوماً، رومیان ۸ نمی‌گوید که مرگ حیوانات در نتیجه گناه آدم پدیدار شد بلکه [خلقت تسلیم بطالت شد] (آیه‌ی ۲۰) سوماً، اگر آدم چیزی می‌خورد - ضمن اینکه او برای زنده ماندن مجبور بود چیزی بخورد - پس قبل از اینکه گناه کند حداقل گیاهان محکوم به مرگ و نیستی بودند. چهارماً و در آخر، شواهد فسیلی نشان‌دهنده‌ی این حقیقت است که مرگ حیوانات پیش از مرگ انسان بوده است از آنجا که فسیل انسانها تنها روی لایۀ بالایی [جدیدتر] و فسیل حیوانات در لایۀ پایینی [قدیمی‌تر] یافت شدند. ...


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط X |

[دریافت روح القدس]

(قسمت چهارم)

رفع سوءتفاهمات

Derek Prince  by

نوشته دِرِک پرینس

بر این موضوع که ما صحبت کردن به زبانها را طبق شواهد عهد جدید دلیلی دانستیم بر اینکه یک شخص به روح القدس تعمید یافته است، تا کنون اعتراضات و انتقادات زیادی وارد شده است. برای روشن شدن این مطلب اجازه دهید متداول ترین اعتراضات را بررسی کنیم.
یکی از رایج ترین اعتراضات چنین است:


هر مسیحی به طور اتوماتیک وقتی که متحول می شود، روح القدس را دریافت می کند. پس بنابراین به تجربه ای دیگر برای اطمینان از پری روح القدس نیاز ندارد.
اثبات این حقیقت مهم و کتاب مقدسی، از بسیاری از این بحثها و اعتراضات جلوگیری خواهد کرد و آن حقیقت این است که: عهد جدید دو تجربۀ کاملاً مجزا از یکدیگر را به تصویر می کشد و هر دو آنها نیز "دریافت روح القدس" را توصیف می کنند. به این معنا که یک مسیحی ممکن است بر حسب یکی از این دو تجربه، روح القدس را دریافت کرده باشد، ولی بر حسب تجربۀ دیگر هنوز روح القدس را دریافت نکرده باشد.


کل ِ مطلب

+ نوشته شده در ساعت توسط X |