تبليغاتX
.براي مطالعه بهتر محتويات اين وبلاگ، به آرشيو موضوعي مطالب رجوع کنيد. روي هر يک از موضوعات که ميخواهيد کليک کنيد

وب‌لاگِ پژوهش‌های مسیحی - نظر قرآن و محمد راجع به اصالت توراتِ هم‌عصر قرآن

 

برابریِ تورات و قرآن، از لحاظِ هدایتگری

برای دریافتن دیدگاهِ قرآن، درباره‌ی کیفیت و اصالتِ توراتی که هم‌عصر قرآن و نزد اهل‌کتاب است، اشاراتِ گوناگونی وجود دارند که می‌توان آنها را موردِ بررسی قرار داد. یکی از این اشارات، آیه‌ی ۴۹ سوره‌ی القصص می‌باشد. این آیه در متن آن، به فرار زیر است: 

و چون از جانب ما حق به سوى آنان آمد، گفتند: «چرا او (محمد) را نظیر آنچه به موسى داده بودند، نداده‏اند؟» آیا آنچه پیشتر به موسى داده شده بود، را انکار نکردند؟ گفتند: «این دو جادوهایى هستند که از همدیگر پشتیبانى مى‏کنند؛» و گفتند: «ما همه آنها را منکریم‏.»

بگو: «اگر راست مى‏گویید، کتابى از سوى خداوند بیاورید که از این دو راهنماتر باشد، تا از آن پیروى کنیم‏.»

اما اگر پاسخت را ندادند، پس بدان که ایشان از هوی‌وهوس‌هایشان پیروى مى‏کنند. و کیست گمراه‏تر از کسى که بدون رهنمود الهى از هواى نفس خویش پیروى کند؟ بی‌گمان خداوند ستمکاران را هدایت نمى‏کند.

روشن است که برگرفته‌ی بالا دربردارنده‌ی یکی از "آیاتِ تحدی"‌ در کتابِ قرآن می‌باشد؛ چرا که در آن آمده است: «اگر راست می‌گویید» (~ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ~). (قیاس شود با آیاتی چون: البقرة ۲۳؛ یونس ۳۸؛ الطور ۳۳-۳۴؛ هود ۱۳) واژه‌ی تحدی به معنای مبارزه‌طلبی می‌باشد، و "آیاتِ تحدی" به آیاتی در قرآن گفته می‌شوند که در آنها - برای اثبات ادعایی - منکران و دشمنان به یک نوع مبارزه‌طلبی دعوت شده باشند.

در قرآن، ادعا شده که آیاتِ موجود در این کتاب، نازل شده از جانبِ الله می‌باشند؛ و قرآن کتابی است که غیر از الله، هیچ‌کس در پدید آوردن آن نقشی نداشته است. عمده‌ترین دلیلی هم که برای اثبات این ادعا ارائه می‌شود آن است که "هیچ‌ بشر و مخلوقی نمی‌تواند سوره/سوره‌هایی یا کتابی همانند قرآن بیاورد." البته، در قرآن، متعاقبا تحدی نیز شده که اگر منکران این ادعاها را قبول ندارند، می‌توانند با تولید کردن یک یا چند سوره یا کتابِ همانند، نادرستی آنها را نشان دهند:

و اگر از آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‏ایم‏، شک دارید، اگر راست مى‌گویید، سوره‏اى همانندِ آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند، یارى بخواهید. (البقرة ۲۳) 

البته، برخلاف انتظار عموم مسلمانان، قرآن تنها خود را به تحدی نگذاشته، بلکه در آیه‌یِ ۴۹ سوره‌ی القصص، کتاب دیگری را نیز، در کنار و دوشادوش خود، به تحدی گذاشته است:

بگو: «اگر راست مى‏گویید، کتابى از سوى خداوند بیاورید که از این دو راهنماتر باشد، تا از آن پیروى کنیم‏.»       

روشن است که عبارتِ «از این دو» (~ مِنْهُمَا ~) به دو کتاب اشاره نموده است؛ چرا که قرار است منکران "کتابی" بیاورند که "از این دو"‌ راهنماتر باشد. (منطقا، کتاب را باید با کتاب مقایسه کرد، نه با چیز دیگری.) همچنین، یکی از این دو کتاب، کتابِ قرآن است. برای یافتن هویت کتابِ دیگر، باید به متن آیه رجوع کنیم. با رجوع به آیه‌ی ۴۸، در می‌یابیم که این کتابِ دیگر، کتابی جز «آنچه که به موسی داده شده است» (~ مَا أُوتِیَ مُوسَى ~)، نمی‌تواند باشد. بر این اساس، طبق این آیات، این کتاب نیز - همانندِ قرآن - از جانبِ الله به تحدی گذاشته شده است. بی‌ایمانان و منکران - اگر راست می‌گویند - باید کتابی بیاورند که از این کتاب هدایت‌کننده‌تر باشد.

در واقع، از تحدی ِ موجود در این دو آیه نتیجه می‌شود که از دیدگاهِ پدیدآورنده/نگارندگان قرآن، هیچ بشری نمی‌تواند کتابی بیاورد که از خودِ قرآن و «آنچه که به موسی داده شده است» هدایت‌کننده‌تر باشد. درنتیجه، این تحدی منطقا مستلزم این پیش‌شرط است که تا هنگامی که این تحدی دارای اعتبار می‌باشد، محتوای راستین ِ «آنچه که به موسی داده شده است» "موجود" و "موردِ استناد پیروان آن" باشد؛ تا هنگام قضاوت و مقایسه‌ی هدایتگریِ آن، با کتابی که بی‌ایمانان ممکن است ارائه دهند، بتوانیم هدایتگری مطالب آنها را با هم منصفانه قیاس کنیم. روشن است که اگر ادعا کنیم که منظور این آیه از تورات، تنها توراتِ زمان موساست، توراتی که تحریف شده و وجودِ خارجی ندارد، متعاقبا ناچاریم بپذیریم که تحدی موجود در آیاتِ ۴۸ تا ۴۹ سوره‌ی القصص، پیشنهادیست که فاقد تلازم عقلی و منطقی می‌باشد.

می‌بینیم که بر اساس آنچه تا اینجا ارائه شد، مسلمانان اگر خود را تابع آیاتِ قرآن می‌دانند، به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند ادعا کنند که توراتی که نزد اهل‌کتاب موجود است - و مسیحیان و یهودیان آن را در بر دارنده‌ی محتوای راستین و الهی «آنچه که به موسی داده شده است» می‌دانند - نابود و مفقود شده، یا تنها محتوای ِ منحرفِ آن باقی مانده است. به‌ دیگر سخن، طبق این آیات، تا آن هنگامی که تحدی‌های قرآن برقرار می‌باشند، و برای دفاع از اسلام کاربرد دارند، بایستی محتوای راستین «آنچه که به موسی داده شده است» (البته، آنچه مد نظر نگارندگان این آیات بوده) نزد اهل‌کتاب موجود باشد (~ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ ~) و مورد استناد آنان (حالا، شاید به شیوه‌ای نادرست، همراه با تحریفِ معنایی محتویاتش) قرار داشته باشد. [۱]

 

 نظر محمد درباره‌ی اصالتِ تورات موجود نزد یهودیان

در یکی از احادیثِ صحیح و معتبر از سنن ابو داوود، چنین می‌خوانیم که محمد با اینکه سوادِ خواندن توراتِ زمان خود را نداشته و برای مطلع شدن از محتویاتِ آن،‌ ‌ناچار بوده تا به شنیدن قرائتها و ترجمه‌های یهودیان قناعت کند، با این وجود، برای آن احترامی قائل بوده که تنها شایسته کتابی الهی، مقدس و اصیل می‌باشد.

عبدالله بن عمر روایت کرده است:

گروهی از یهودیان نزدِ رسول الله (ص) آمدند و او را به قف دعوت نمودند. پس، او آنان را در مدرسه‌شان ملاقات نمود.

آنها گفتند: ‌«ای ابوالقاسم! یکی از مردان ما با زنی زنا کرده است. تو دراینباره حکم کن.» آنها برای رسول الله (ص) بالشی آوردند که بر آن نشست و گفت: «تورات را بیاورید.» برایش آوردند. پس، او بالش را از زیر خودش برداشت و تورات را بر آن قرار داد، و گفت:‌ «من به تو و کسی که تو را نازل نمود، باور دارم.»

او سپس گفت: «یکی از درس‌آموختگان خود را بیاورید.» مردِ جوانی آورده شد [و حکم سنگسار را قرائت نمود.] ...
(سنن ابو داوود، کتابِ ۳۸، شماره‌ی ۴۳۴۴) [۲]

می‌بینیم که در این حدیث که ظاهرا از جمله‌ احادیثِ صحیح و معتبر به‌شمار می‌آید، محمد الگویی را پیش‌روی پیروانش قرار داده تا بدانند که چه اصالت و قداستی را باید برای توراتی که نزدِ یهودیان است قائل باشند. همچنین، شکی نباید داشت که اگر محمد در اصالت و الهی بودن توراتی که یهودیان پیش ِ رویش گذاردند، شک می‌داشت، هیچ‌گاه چنین آن را محترم نمی‌شمرد و با اشاره به آن، نمی‌گفت: «من به تو و کسی که تو را نازل نمود، باور دارم.»



زیرنویس:

[۱] اعتراض شده است که:

اصولاً این دو آیه‌ [ی القصص ۴۸-۴۹] خطاب به کفار است. خطاب به یهودی‌ها یا مسیحی‌ها نیست. خطاب به کفار است که در واقع نه تورات را قبول دارند و نه قرآن را. اصلا خدا را قبول ندارند. این آیه در مقام بیان تحریف شدن یا نشدن تورات نیست. آیه در مقام بیان چیز دیگر است. یک طرف، کتابی است که از جانب خدا نازل شده. یک طرف کفار هستند که اعتقادی به خدا و تورات و قرآن ندارند. قرار نبوده با مطالعه‌ی تمام قرآن و تمام تورات، ببینند کتابی هدایت کننده‌تر از آن دو هست یا نه، زیرا: در زمان نزول این آیه قرآن هنوز تمام نشده بوده. وقتی تمام قرآن ("قرآن" یعنی "تمام قرآن") در آن لحظه نبوده، چرا باید بگوئیم تمام تورات بوده؟ این آیه در مقام بیان تحریف شدن یا نشدن تورات نیست.

در پاسخ باید گفت که بله، این آیه در مقام بیان تحریف شده بودن یا نبودن تورات نیست، بلکه تحریف نشده بودن متونی که به عنوان «آنچه که به موسی داده شد» موجود بوده‌اند، در آن پیش‌فرض گرفته شده است. (تورات و قرآن در این دو آیه، در کنار هم و دوشادوش یکدیگر، در امر هدایتگری و حقانیت آموزه‌هایشان، به تحدی گذاشته‌ شده‌اند.)

همچنین، اگر، این سخن معترض را - که گفته است: «وقتی تمام قرآن ("قرآن" یعنی "تمام قرآن") در آن لحظه نبوده، چرا باید بگوئیم تمام تورات بوده؟» - قبول کنیم، باید این را نیز بپذیریم که قرآن هیچ‌گاه "تمام قرآن" را معجزه‌ای از جانبِ الله ندانسته است، و هیچگاه "تمام قرآن" را به تحدی نگذاشته است؛ چراکه در زمان نزول هیچ‌یک از آیاتِ تحدی (که بیشتر مکی نیز هستند)، تمام قرآن اصلا وجود خارجی نداشت. به عنوان نمونه، به آیه زیر دقت کنید:

و نشاید که این قرآن برساخته (و) از سوى کسى غیر از خداوند باشد؛ بلکه همخوان با چیزى است که پیشاپیش آن است و روشنگر آن کتاب است‏، که در آن تردیدى نیست‏، (و) از پروردگار جهانیان است‏.
(یونس ۳۸)

باید پرسید آیا مگر منظور از "این قرآن" در این آیه، تمام قرآن نیست؟ اما، مگر در زمان نزول این آیه، "تمام ِ قرآن" وجود داشته است؟!

[۲] به عنوان مثال، این حدیث از جمله احادیثی است که در ویرایش خلاصه‌شده/اصلاح‌شده‌ی تفسیر ابن‌کثیر که تنها حاوی احادیثِ معتبر است، پذیرفته شده‌اند. (منبع) در مقدمه‌ی ویرایش خلاصه‌شده/اصلاح‌شده‌ی تفسیرِ ابن ‌کثیر، در معرفی این اثر چنین می‌خوانیم:

ابن ‌کثیر (در تفسیرش) برخی از احادیثِ ضعیف و اسرائیلیات را نیز گردآوری نموده است. برخی مطالبِ ‌تکراری نیز در این تفسیر نگاشته شده‌اند.

از آنجا که از قوانینِ موسسه‌ی دارالسلام آن است که تنها آثاری را چاپ نماید که بر اساس قرآن و احادیث معتبر باشند، از تیمی از طیفهای گوناگون محققین و اسلام‌پژوهان برای ویرایش این اثر بهره بردیم. ... و نهایتِ تلاش صورت گرفته است تا هیچ‌کدام از احادیثِ ضعیف در این اثر وجود نداشته باشند. (منبع)


لینک‌های مرتبط :

نقدی بر تفاسیر المیزان و نمونه بر آیه‌ی ۴۹ سوره‌ی القصص

 

+ نوشته شده در ساعت توسط شاه‌پور برنابا جوینده |